یک رفیقی داشتیم هیچوقت نمیگفت «که چی!»
ما هی نق میزدیم آیه یاس میخوندیم «که چی!» اون از خودش آیه رو میکرد تا به حالمون جا بیاد. ما نقزدنهامون تمومی نداشت اونم یک روز گفت آیه تموم کرده.
خوشتیپ بود. عروسی زیاد میرفت. ناخنهاشم بلند بودند.
یک روز گفت یه کتاب نوشتم، یه جملهاش بستونه. جملههاش تک تک و جفتجفت و چندتا چندتا معنی دارند. رفتیم پیشاش، خوندش واسهمون: «راه حق دَوَرانی مستقیم دارد»
عروسی کرده بود. کمربند خوشگلهشو میبست. یک ناخنشم شکسته بود.
گفت «یعنی باید دور بزنی، بچرخی و جلو بری» ما گفتیم «آخرش که چی!» دیگه کم آورد؛ کمربندشو کشید کتابه رو هم جر داد. خودش ننوشته بود! ناکس دیگه لبخند هم نزد. نبود که بزنه. جای زخمهاش رو صورتمون مونده؛ دور چشم و لب و دهن! بیا خودت ببین. بیا جلوتر. نترس بیا!
خرید کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر
جستجوی کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر در گودریدز
معرفی کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر
ما هی نق میزدیم آیه یاس میخوندیم «که چی!» اون از خودش آیه رو میکرد تا به حالمون جا بیاد. ما نقزدنهامون تمومی نداشت اونم یک روز گفت آیه تموم کرده.
خوشتیپ بود. عروسی زیاد میرفت. ناخنهاشم بلند بودند.
یک روز گفت یه کتاب نوشتم، یه جملهاش بستونه. جملههاش تک تک و جفتجفت و چندتا چندتا معنی دارند. رفتیم پیشاش، خوندش واسهمون: «راه حق دَوَرانی مستقیم دارد»
عروسی کرده بود. کمربند خوشگلهشو میبست. یک ناخنشم شکسته بود.
گفت «یعنی باید دور بزنی، بچرخی و جلو بری» ما گفتیم «آخرش که چی!» دیگه کم آورد؛ کمربندشو کشید کتابه رو هم جر داد. خودش ننوشته بود! ناکس دیگه لبخند هم نزد. نبود که بزنه. جای زخمهاش رو صورتمون مونده؛ دور چشم و لب و دهن! بیا خودت ببین. بیا جلوتر. نترس بیا!
خرید کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر
جستجوی کتاب سگک، چنگک، عروسک و چند کوچک دیگر در گودریدز





